ما از کدام کشندگان حسینیم؟ می کشیم و گریه می کنیم!!

 

افشین بدری:

سرویس اجتماعی محاق: هربار که بساط نذری پزان و چای خوران در تکایا و هیئتها برپا می شود، این سووال در اذهان جرقه می زند، از بازخوانی ده روزه رخداد کربلا و روایات ناظر بر آنچه قهرمان کربلا و صاحب عاشورا از سر گذرانده است، ما چه طرفی بسته ایم؟ آیا داشته و برداشته ما از این مناسک و مراسم، ردیفی از اعمال و رفتارهای فیزیکی و ظاهری ست که با ارتکاب آن به نوعی ارضاء وجدان می رسیم یا نه، عمق و تاثیر این دهه آنقدر هست و نگاه ما آنقدر عمیق و دقیق بوده تا بتوانیم، آرمانها و مسیرمان را بازسازی کنیم تا در سیصد و پنجاه و پنج روز باقی مانده تا دهه بعدی، هر یک نقش یک حسین را در جامعه ایفا کنیم؟ درچند درصد از تکایا و هیئات جلسه بحثی برپا میشود پیرامون آنچه قهرمان کربلا را به چنین نبردی عظیم و نابرابر کشانده است؟ 

نیم نگاهی به اخبار روزمره، و خبر دستگیری و تعقیب قضایی همه روزه متخلفان مسوول نما، اگرچه نوید بخش اصلاح امور است اما در نهان جای این سووال را دارد که در میان نذری خوران و سینه زنان و سوگواران قهرمان کربلا، پایوران امویان چه می کنند؟ اینان که با غارت بیت المال و اشاعه ظلم، بیشتر به عمال اموی شبیه اند تا شیعه علوی!! وجود این بی مایگان و سفله زادگان، امروزه بزرگترین دلیل برای آنان شده که در ارزش تربیتی و پرورشی مناسک محرم، ان قلت دارند و پیوسته به وجود امویان زمانه استناد می کنند. این سووال روز است که بسیاری می پرسند: این مناسک و مراسم چه کاربردی در تربیت و اصلاح جامعه دارد؟ باید گفت کیفیت اثر گذاری تاریخ بر توده و خواص با نوع خوانش تاریخ ارتباط مستقیم دارد.

هر طوری که ما تاریخ را روایت کنیم، همانطور تاریخ ما را دلالت میکند.

ولذا، مسوولیت فرایافت های ما از وقایع تاریخی، با خودمان است. نه تاریخ سازان.

وقتی دهه محرم، صرفا صورت پردازی شده باشد، یقینا سیرت و ماهیت ماجرا به عقب رانده می شود و مغفول می ماند. فیلسوف، مفسر و مدرس بزرگ معاصر، مرحوم مرتضی مطهری کتابی دارد به نام حماسه حسینی که در آن و در صفحات 82 الی 84، پرده از واقعیتی برمیدارد که بسیار مهم و البته مغفول است. در اینجا خلاصه ای از این مطلب را نقل می کنیم:

مطهری می نویسد:انسان وقتی که در تاریخ نگاه می کند میبیند که به سر این حادثه ها چه آورده اند! به خدا قسم حرف حاجی نوری حرف راستی است. میگوید امروز اگر کسی بخواهد بر امام حسین (ع) بگرید باید بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها بگرید. کتاب است معروف به نام روضه الشهدا از ملا حسین کاشفی. حاجی فرموده بود که این داستان زعفر جنی و داستان عروسی قاسم اول بار در کتاب این مرد آمده است. حقیقت این است که من این کتاب را ندیده بودم. خیال میکردم در آن یکی دوتا از این حرف ها هست. بعد که این کتاب را(که به فارسی هم هست و تقریبا در پانصدسال پیش تالیف شده است) خواندم دیدم از این داستان ها زیاد است.

ملاحسین کاشفی مردی است که واعظ هم هست، اتفاقا این بی انصاف مرد باسوادی هم بوده است، کتاب هایی هم دارد، صاحب انوار سهیلی ست که خیلی عبارت پردازی کرده و می گویند کلیله و دمنه را خراب کرده است. به هر حال مرد باسوادی بوده است. تاریخش را که انسان می خواند نمیداند که او شیعه بوده یا سنی. و مثل اینکه اساسا مرد بوقلمون صفتی بوده است. در میان شیعه ها خودش را شیعه و در میان سنی ها خودش را حنفی نشان می داده است.اصلا اهل بیهق و سبزوار است.سبزوار مرکز تشیع بوده است و مردم آن هم فوق العاده متعصب اند در تشیع. اینجا که در میان سبزواری ها بود یک شیعه صد در صد بود بعد که میرفت در هرات آنجا که میرفت به روش اهل تسنن بود. این مرد، واعظ هم بوده است. چون در سبزوار بود ذکر مصیبت می کرد.

کتابی نوشته است به فارسی، اولین کتابی که در مرثیه به فارسی نوشته شده همین کتاب روضه الشهداء است. برای مثال شیخ مفید رضوان الله علیه کتاب ارشاد را نوشته است و چقدر متقن نوشته است. ما اگر به ارشاد شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم احتیاج به منبع دیگر نداریم. من نمیدانم این بی انصاف چه کرده است.من وقتی به این کتاب مراجعه کردم دیدم حتی اسم ها جعلی است. یعنی در میان اصحاب امام حسین اسم هایی را می آورد که که اصلا چنین آدم هایی وجود نداشته اند، در میان دشمن ها اسم هایی می برد که همه جعلی است. داستان ها را به شکل افسانه در آورده است.

چون این کتاب اولین کتابی بود که به زبان فارسی نوشته شد، (مرثیه خوانها) که اغلب بی سواد بودند و به کتاب های عربی مراجعه نمی کردند همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می خواندند. این است که امروزه مجلس عزاداری امام حسین را ما روضه خوانی می گوییم. در زمان امام حسین روضه خوانی نمی گفتند. در زمان حضرت صادق هم روضه خوانی نمی گفتند. در زمان حضرت امام حسن عسگری هم روضه خوانی نمی گفتند. بعد در زمان سید مرتضی هم روضه خوانی نمی گفتند. در زمان خواجه نصیر الدین طوسی هم روضه خوانی نمی گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسم این کار شده روضه خوانی.

روضه خوانی یعنی خواندن خواندن کتاب روضه الشهداء همان کتاب دروغ. از وقتی این کتاب در دست و بالها افتاد، دیگر کسی تاریخ واقعی امام حسین را مطالعه نکرد و شد افسانه سازی روضه الشهداء خواندن. ما شدیم روضه خوان یعنی روضه الشهداء خوان یعنی افسانه ها را نقل کردن و به تاریخ امام حسین توجه نکردن. بعد در شصت هفتاد سال پیش مرحوم ملا آقای بندری پیدا شد. تمام حرف های روضه الشهداء را به اضافه یک چیز های دیگر همه را یکجا جمع کرد که دیگر واویلاست! واقعا به اسلام باید گریست.

گمان نمیکنم به توضیح بیشتری نیاز باشد. زیرا مرحوم مطهری، جان کلام را ادا کرده و خواننده هوشمند خود به فراست و کیاست میداند که جان سخن چیست و داستان از چه قرار است. هم چنین اکنون می توان فهمید که چه کسانی و چگونه سوژه لازم برای هجمه و حمله به مراسم فرهنگی عاشورا را بدست طرف مقابل میدهند. میتوان دید که در یک کلام دین از کجاها ضربه می خورد و البته بدست چه کسانی.

حسین صراحتا اعلام میکند که در برابر ظلم زمانه، عالمان سکوت کرده اند.

میتوان دریافت این سکوت یا سکوت مطلق است یا اینکه سخن میگویند اما نه در جهت تخفیف پایه های ظلم. مانند همین سخنانی که عمدتا محض اشک گرفتن از ملت است نه جهت آگاهی بخشی و تدریس مرامنامه حسین. از همین جاست که می بینیم در لابلای مدعیان تشیع، گاهی ولید ها و مروان ها و هزاران مزور و عوامفریب و غارتگر و بی دین و ایمان سربرمی آورند و بدتر از آن تا بالاترین درجات دولتی رشد می کنند. افسانه سرایی های کربلایی هرگز نتوانسته دست 

آن وزیر جنگ که مسلسل به دست در خط مقدم جبهه شهید می شود یا آن وزیر دیگر که راسا و شخصا در بازدید از پالایشگاه تحت امرش به شهادت می رسد، آن فرمانده عالی رتبه که دوشادوش سربازش زندگی و جنگ میکند و...همگی به کنه و زوایای مرام حسین پی برده بودند و در واقع بجای سوگ ظاهری به سلوک باطنی پرداخته اند و جایگاه جاودانه خود را از همین درک دارند. قیام حسین نمودی عالی و انسانیست از آرمانخواهی و پاکیزه خویی ناب که از ازل آغاز شده و تا اکنون در جریان است. منتها در کربلا فقط به خون ازادیخواهان و آرمانگرایان نشست.نمرد و نابود نشد. چه زیبا و عمیق است که میگوید تمام روزها عاشورا و تمام زمین کربلاست.آری، در هر روزی که حقی هرچند کوچک و ناچیز سرخورده شود آن روزحسین را هزارباره کشته اند. حسین درقامت همه بیگناهان کره زمین، هر روز و هربار به حصر میافتد.به جوخه بسته میشود.

سکوت عالمان در برابر انچه در جهان رخ می دهد در واقع چیزی جز جانبداری از ظلم و چشم بستن برتکرار جنایت کربلا نیست.به حکم عقل منطقیست در ده روزه محرم، مومن مسلمان آگاه به لحاظ عقیدتی خود را بروز کرده و مسلح به عنصر شناخت و تمییز باشد تا در سیصد و پنجاه وپنج روز باقی مانده یا حر بن یزید ریاحی باشد یا وهب نصرانی یا حبیب بن مظاهر و یا ....هرکدام از شجاعانی که هر یک بنمایندگی گروهی از مردم در سناریوی همیشه تکرار روز عاشورا هنرمندانه نقش انسان را باز آفریدند. یقینا آنچه هرگز مقرر نبوده و نیست پرداختن به صورت و غافل ماندن ازسیرت عاشوراست.

 

در پایان قسمتی از کتاب سفر شهادت نوشته امام موسی صدررا یاداوری میکنم: حسین سه گروه دشمن دارد: اول آنانکه او را کشتند. این دسته کم خطرترین دشمنان حسین هستند چون تنها جسم امام را که محدود است کشتند. دسته دوم آنان که تلاش کردند آثار امام را محو کنند؛ قبرش را ویران کردند و از آمدن زائران جلوگیری کردند و کسانی را که نزدیک حرم امام زندگی میکردند آزارو اذیت نمودند. خطر اینان بیشتر از دسته اول میباشد ولی نتوانستند کاری از پیش ببرند. ولی دسته سوم انانند که کوشیدند اهداف امام حسین (ع) و ابعاد انقلاب حسینی را تحریف کنند و آن را ابزارکسب و درامد قرار دهند و بهره برداریهای بی ارزش از آن کنند و یا آن را مورد سواستفاده برای منافع شخصی قرار دهند.اینان تلاش کردند بالاترین بعد حسینی یعنی هدف نهضت حسینی را از بین ببرند. من از خودم و شما میپرسم ما از روز عاشورا چه بهره ای برده ایم و چه سودی بدست آورده ایم؟ اگر استفاده نبرده باشیم و فقط گریه کرده باشیم من به شما خبر میدهم این کار سودی ندارد. ما از کدام دشمنان هستیم از کسانی که حسین (ع) را میکشند و گریه میکنند؟ 

مجتبا گفت:
عجبا، میکشیم و گریه میکنیم چون هم در کشتن امام حسین ع و هم در گریه کردن برای امام حسین، در هر دو نون ما چرب میشه!
ما عاشورا و محرم رو از روی عادت می‌خوایم نه برای خودسازی.
همینه که یک پا یزیدیم!!
صابر گفت:
آفرین به شما. چه قشنگ نوشتید آن وزیر شهید، آن فرمانده شهید آقایان تندگویان و چمران بودند. همانطور که گفتید آنها به سلوک باطنی رسیدند نه سوگ ظاهری!! عالی نوشتید آقای بدری
خداوند شهدا را رحمت کند و به همه هم صداقت و انسانیت عطا کند.

تازه ترین مطالب

یادداشت سردبیر

پربازدیدهای این هفته