
مجله خبری - تحلیلی محاق
سرویس اجتماعی، فخرالدین بدری:
_ وزیر محترم آموزش و پرورشگفته اند تحت هر شرایطی از پانزدهم شهریور ماه سال جاری اقدام به بازگشایی مدارس می کنیم....در شرایط قرمز کلاسها بصورت مجازی و در شرایط زرد بصورت زوج و فرد و در شرایط سفید بصورت روزانه و عادی کلاسها برگزار می شوند...ایشان در مصاحبه تلویزیونی خود گفتند بهتر است به فرزندان اطمینان کنیم و انانرا برای تجربه جدید و آموزش مواجهه با مسائل و مخاطرات زندگی اجتماعی آماده نماییم.(نقل به مضمون).
برنامه اعلامی وزیر آموزش و پرورش، حدااقل بنا به دلایل زیر وجاهت منطقی ندارد.
نخست آنکه مدارس مناطق جنوبی بخصوص در استانهای خوزستان و بوشهر و هرمزگان و سیستان و بلوچستان، از امکانات کافی در زمینه سرد کننده ها از قبیل کولر و ابسردکن به تعداد کافی برخوردار نیستند. این را والدینی که امروزه فرزندانشان را به مدارس می فرستند بیش از هر کس دیگری میدانند. نیمه شهریور که در بازه زمانی به اصطلاح جنوبی ها، خرما پزان است، زمان مناسبی برای کلاس درس نیست. معمولا سالهای پیش نیز تاریخ شروع کلاس حداقل یک هفته بعد از سایر شهرها بود.
وزیر محترم دمای هوای تهران را به سایر نقاط کشور تعمیم داده اند که اگر هم به چهل درجه برسد در عوض برای چند ساعت در طول روز است. جنوب، تهران نیست و تهران پنداری یکی از ابتلائات قدیمی مدیران کشور است. آیا مدارس این مناطق واجد امکاناتی همانند مدارس پایتخت می باشند؟ ایا حضور در کلاسهای گرم حضور موثر و سالم و قابل قبولی هست؟
دوم، گزارشهای پزشکی و وزارت بهداشت نشان میدهد که الگوی ابتلا به کرونا تغییر کرده و حتی کودکان را نیز درگیر و در مواردی به کام مرگ کشانده است. از طرف دیگر هنوز هیچ واکسن و دارویی در بازار وجود ندارد که در دسترس عموم باشد و بتوان از آن برای محافظت جان کودکان استفاده کرد. هم چنین می بینیم که هنوز شهروندان از مراعات موازین بهداشتی غافلند. و وزارت بهداشت از طریق رسانه ملی، پیوسته در تلاش و اعتراض به وضع نامناسب بهداشت عمومی است. دانش آموزان مقطع دبستان و دوره اول ابتدایی به تبعیت از ذات کودکانه خود بازیگوش و سهل انگار هستند و بر خلاف سنین بالاتر نیاز به مراقبت بسیار بیشتری دارند چون به هر حال توان چندانی در مدیریت خود ندارند. نصف روز نشستن تنگاتنگ در کنار هم آنهم در محیط بسته کلاسها، چگونه می تواند امن و امان باشد؟
در چنین اوضاعی، تجمیع کودکان در مدارس آنهم در نیمه شهریور ماه، آیا معنایی غیر از بازی با جان کودکان بیگناه دارد؟ آیا وزارت آموزش و پرورش که از تامین و تکمیل مدارس دولتی عاجز است و بار تامین بخشی از هزینه های مدارسش را والدین دانش آموزان در قالب کمک های داوطلبانه بدوش می کشند، قادر به کنترل بیماری در مدارس هست؟ اگر پای ویروس کشنده کرونا به مدارس باز شد آیا وزیر مربوطه جز فرافکنی به سوی والدین و ابراز تاسف کار دیگری می تواند بکند؟
سوم: واقعیت این است که بحث عدم توازن در تامین و توزیع امکانات یک بیماری کهنه در سیستم آموزش و پرورش است. در چنین شرایطی درگیر کردن کودکان بیگناه با خطر بیماری کشنده کرونا ریسکی است که مدیریت آن از توان این وزارتخانه بیرون است. به نظر میرسد که بهترین کار واسپاری امر آموزش کودکان مقطع ابتدایی که احتمال اشتباه و سهل انگاری بیشتری برای آنان متصور است، به والدین و استفاده از برنامه آموزش مجازی می باشد.
چهارم: طبق بیانات رییس محترم جمهور وضعیت سفید اینگونه تعریف می شود: اگر در منطقه ای مثلا ده بیمار کرونایی داشته باشیم و فرضا سی عدد تخت، آنگاه به دلیل برخورداری از امکانات کافی، میگوییم وضعیت آن منطقه سفید است...
لذا میبینیم که وضعیت سفید یک مفهوم مدیریتی است و نه یک واقعیت اجتماعی که از طرف آحاد مردم قابل اتکاء باشد. مردم ناچارند همیشه خود را در وضع قرمز ببینند. کمااینکه شاهدیم مناطقی مثل گیلان یا خوزستان متناوبا به وضع قرمز و یا وضع هشدار تغییر حالت می دهند. فلذا تا زمانی که نتوان درمان و واکسنی برای این بلا پیدا کرد، باید وضع را همچنان قرمز تلقی نمود تا از گسترش بیماری پیشگیری شود.
پنجم: طی هفت ماهی که از شیوع کرونا گذشته قریب به چهارصد نفر از پرسنل پزشکی بر اثر ابتلاء به کرونا فوت شده اند. این ابتلاء به دلیل مواجهه مستقیم ایشان با بیمارانی بوده که ای بسا خود آن بیماران از بیماری جان به در برده اما ویروس مرگبار را به جان کادر درمان انداخته اند. تصور بفرمایید کودکانی ناقل باشند و این ویروس نه فقط از سوی معلم به دانش اموز و نه فقط از سوی دانش آموز به دانش اموز بلکه از سوی دانش آموز به معلم و کادر آموزش منتقل شود. در اینصورت که احتمال کاملا ممکنی هم هست، شاهد مرگ و میر کادر آموزش خواهیم بود. اکنون باید در نظر گرفت که آیا می توان برای پرسنل مجرب و ارزشمند کادر درمان و آموزش به راحتی نیروی جایگزینی یافت؟هزینه اموزش یک پرستار یا پزشک و یا معلم، هزینه اندکی ست؟؟
ششم: وقتی وزیر محترم بهداشت و آموزش پزشکی پیوسته از ناشناخته بودن، موذی بودن و بشدت قابل سرایت بودن این بیماری سخن می گوید، آنهم در حالی هیچ درمان عاجل و قطعی برای آن وجود ندارد و داروهای موجود نیز بهای بسیار گزافی دارند، چرا و با چه توجیهی باید جان کودکان را بازیچه این بیماری عجیب کرد؟
باید به آقای وزیر گفت، جناب وزیر! برای آموزش مهارتهای زندگی اجتماعی نباید جان کودکان و معلمان را به بازی گرفت. قطعا برای آموزش این مهم، راهکارهای منطقی و کم هزینه تری نیز وجود دارد.سیاست هر چه هست، باید متضمن بقا و رفاه و امنیت ملت باشد. ما نمی دانیم فرزندان خردسال و یا نواده شما در چه کلاسها و مدارسی و تحت چه شرایطی درس می خوانند اما آنچه مشهود است هم شما و هم سایر وزرا و رییس دولت با حفظ بیشترین فاصله و بهره گیری از بیشترین امکانات بهداشتی و رفاهی به کار برنامه ریزی برای مردم مشغولید. آیا حفظ این فاصله و قرارگیری در حاشیه امنیت برای کودکان خردسال و بیگناه ما نیز ممکن و میسور است؟؟؟




