تحلیلی بر تاثیر فرزندان در روابط زناشویی

مریم سعیدنیا: کارشناس ارشد روانشناسی عمومی و کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از اهواز/مدیرکلینیک روانشناختی پردیس/عضونظام روانشناختی ایران،عضو کانون روانشناسان و مشاوران استان خوزستان/عضو مشاوران تلفنی اپلیکیشن تلیار/درمانگر و روزنامه نگار


عشق ما تاریک است، ماه می خواهد...

 

مجله خبری_تحلیل محاق: یکی از اعتقادات رایج و اغلب غلط افرادی که ازدواج می کنند این است که خانواده بدون فرزند معنی ندارد و مدتی بعد از ازدواج باید به فکر بچه دار شدن افتاد! این اعتقاد ریشه در باور غلط دیگری دارد که می گوید وجود فرزند سبب نشاط و عشق و محبت بیشتری در فضای خانواده می گردد. اعتقاد به این باور غلط را می توان در میان بسیاری از زوج ها و خانواده ها یافت، اما شواهد بسیار کمی برای اثبات آن وجود دارد. تحقیقات و پژوهش های متعددی در مورد هزاران زوج(نه تنها در میان افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره بلکه در میان دوستان و همکاران متأهل) چنین نشان می دهد:

تنها زمانی وجود فرزند می تواند موجب افزایش نشاط و ایجاد پیوند و محبت بین زن وشوهر و فضای خانواده گردد که:

1)زن و مرد در یک فرایند منطقی وارد رابطه شده و ازدواج کرده باشند و قبل از تولد فرزند نیز رابطه دلچسب، گرم، عمیق، صمیمانه و عاشقانه ای داشته باشند.

2)زن و شوهر به لحاظ شخصیتی از آگاهی، هوشمندی، مهارت های ارتباطی و بلوغ روانی بیش از حد متوسط زنان و مردان عادی و معمولی جامعه برخوردار باشند.                            

3)زن و شوهر علاوه بر آن که باید اشتیاق زیادی به داشتن فرزند داشته باشند، باید مشتاق آن باشند که فرزندی تربیت کنند که بتواند رشد انسانی مطمئنی داشته باشد و در آینده به عنوان فردی موفق عمل کند که این کار نیاز به مطالعه جدی، برنامه ریزی دقیق و در صورت نیاز شرکت در کلاس های آموزشی در زمینه مربوط به تربیت فرزند داشته باشد.

به احتمال زیاد کاملا می توانید حدس بزنید تعداد زوج هایی که شرایط فوق را دارند بسیار اندک است! زوج های بسیاری بدون آن که حتی یکی از شرایط فوق را داشته باشند مدتی بعد از ازدواج(یا حتی قبل از آن!) درگیر مسائل مربوط به بچه دار شدن و باروری و این قبیل چیزها می شوند و به شکل بدوی، ابتدایی، غریزی و صرفا بر اساس عوامل تحریک آمیز جنسی، عدم استفاده از روش های مطمئن جلوگیری از بارداری، فشار خانواده ها برای بچه دار شدن، بالا رفتن سن، هوس های آنی و زودگذر، چشم و همچشمی، سرد و خالی بودن زندگی زناشویی، محکم کردن پیوند ازدواج و متعهد کردن و در زنجیر کردن همسر برای پایبندی به زندگی زناشویی، تصمیم می گیرند بچه دار شوند.

در حال حاضر با توجه به شرایط بحرانی جامعه(در زمینه بهداشت، آموزش، مسکن، کار، مسایل اقتصادی، احتمال جنگ، فشارهای سیاسی و...) به نظر نمی رسد الزامی به داشتن فرزند وجود داشته باشد. زوج هایی که در روزگار بی ثبات و متزلزل کنونی زندگی می کنند، اگر بخواهند فقط به صرف آن که ازدواج کرده اند، بدون داشتن آمادگی و مهارت های لازم و بدون آن که به بلوغ روانی و آگاهی های لازم رسیده باشند دارای فرزند شوند، تنها نتیجه ای که به دست می آورند این است که مشکلات اجتماعی و روانی بسیاری را برای خود، خانواده و جامعه فراهم می کنند.

زن و شوهرهایی که در یک فرایند اشتباه و مشتنج وارد رابطه ازدواج شده اند و رابطه سرد، مشتنج و ناسازگاری دارند و فکر می کنند با بچه دار شدن معجزه ای اتفاق می افتد و کانون سرد خانواده مثلا گرم خواهد شد، بهتر است هر چه زودتر این فکر مضحک و غیرمسئولانه را کنار بگذارند و به جای آن به طور جدی به فکر ترمیم و اصلاح رابطه زناشویی خود باشند و در صورت عدم ترمیم و اصلاح رابطه، یک تصمیم جدی برای ادامه یا توقف کردن آن بگیرند. زوج های خوشبخت و زن و شوهرهایی که رابطه گرم و صمیمانه ای با یکدیگر دارند نیز اگر خود را برای کار سخت، مداوم، حساس و مسئولیت سنگین پرورش فرزند آماده نکرده اند یا هنوز به یک توافق مشترک برای بچه دار شدن نرسیده اند، بهتر آن است که تا کسب آمادگی لازم و توافقات فیمابین از داشتن فرزند خودداری کرده و فضای آرام زندگی زناشویی خود را به خطر نیاندازند.

اغلب دیده شده زوج هایی که از رابطه زناشویی خوشایندی برخوردار نیستند، با بچه دار شدن مشکلات خود را تشدید کرده و به احتمال زیاد آن را به بن بست می کشانند. همچنین زوج هایی که فقط به خاطر فرزندان به زندگی سرد و متشنج زناشویی ادامه می دهند و یکدیگر را تحمل می کنند، در غالب موارد موجب می شوند که به خود و فرزندان شان آسیب های جدی وارد سازند. اگر چه فرزندان دوست ندارند که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شوند، اما از سوی دیگر از حضور در فضای سرد و متشنج خانواده و مشاهده این که پدر و مادرشان رابطه خوبی با یکدیگر ندارند و به طور مداوم در حال قهر و دعوا با یکدیگر هستند، رنج می برند.

به علاوه فرزندانی که در چنین خانواده هایی پرورش می یابند، غالبا نسبت به زندگی زناشویی و روابط زن و مرد بدبین می شوند و تمایلی به ازدواج از خود نشان نمی دهند و در صورت ازدواج نیز زوج خوبی برای همسر خود به شمار نمی روند. اشتیاق، آمادگی و مهارت لازم برای داشتن فرزند و برخوردار بودن از روابط زناشویی گرم، صمیمی و عاشقانه شرایطی است که دست یافتن کامل به آن خیلی راحت و آسان نیست؛ به طوری که هیچ زوجی نیست که نگران فرزنددار شدن نباشد و یا این که از آمادگی و مهارت کامل برای پذیرفتن مسئولیت پرورش  فرزندان برخوردار باشد،اما اقدام عجولانه، شتاب زده، ناگهانی و بدون برنامه ریزی قبلی برای داشتن فرزند مطمئنا ظلمی است که زوج ها در حق خودشان، فرزندان شان و جامعه روا می دارند. حال اجازه دهید نگاه دقیق تری به نگرش ها و مهارت های لازم برای پرورش فرزند داشته باشیم. همچنان که گفته شد یک پیش نیاز مهم برای پرورش فرزند، وجود رابطه دلچسب، گرم، صمیمی، عاشقانه و رضایت بخش میان زن و شوهر است. اگر چه این به آن معنا نیست که هر زوج خوشبختی می توانند پدر و مادر کارآمدی نیز باشند.

با وجود این، تحقیقات روان شناختی نشان داده اند که نحوه روابط میان زوج ها تاثیر بسیار مهمی در رشد شخصیت فرزندان آنها دارد. هر چه زن و مردی که قصد بچه دار شدن دارند شخصیت های آگاه، منطقی، معقول، بالغ، گرم و صمیمی داشته باشند فضای بهتری برای رشد و پرورش فرزندان فراهم می سازند. تحقیقات نشان می دهد به طور کلی با آمدن فرزند، فضای زندگی زن و شوهر دچار چالش های جدی می شود و گاهی اگر شخصیت زن و مرد از انسجام و بلوغ روانی لازم برخوردار نباشد به طور کامل جنبه های خوشایند روابط میان آنها از بین می رود. حتی اگر بخواهیم نیازهای روانی و عاطفی یک کودک را نادیده بگیریم، تنها برای برآورده ساختن نیازهای جسمی کودک، والدین بایستی زمان و انرژی و هزینه بسیاری را به او اختصاص دهند و این باعث می گردد از روابط میان خود غفلت کنند که گاه جبران ناپذیر می گردد. البته این واقعیت دارد که نوزاد موجودی زیبا، دوست داشتنی و بغل کردنی است و در آغاز غالب مادرها و گاهی اوقات پدرها از داشتن فرزند اظهار خشنودی می کنند، اما یک نوزاد برای همیشه نوزاد و دوست داشتنی باقی نمی ماند! آنها بزرگ و بزرگ تر می شوند و در غالب موارد شیوه زندگی پدر و مادرشان را در پیش نمی گیرند.

کودکان این خودمختاری را حتی در آغاز دومین سال تولد خود نیز به نمایش می گذارند و با لجاجت و سرسختی می خواهند هر کاری که می خواهند انجام دهند و بدین ترتیب با ایجاد یک فضای عصبی، رضایت خاطر والدین ساده اندیش از داشتن فرزند به مرور زمان کم رنگ و کم رنگ تر می شود و چه بسا عصبیت های ارتباط با فرزند به رابطه زن و شوهر نیز راه پیدا کند و میان آنها فاصله های عاطفی گاه پر نشدنی ایجاد کند. سئوال اصلی این است که آیا ازدواج فرآیندی لازم و ضروری در زندگی انسان است و بعد از آن آیا بچه دار شدن و ایفای نقش والدی جزء ضروری و اجتناب ناپذیر در ازدواج است؟! بسیاری از زنان و مردان از روی شور جنسی و در یک تصمیم شتاب زده و غیرمعقولانه تصمیم می گیرند با هم ازدواج کنند. شور جنسی چنان کور کننده است که توانایی تفکر منطقی را از آنها سلب می سازد.

ادامه غیرمنطقی این شور جنسی بعد از ازدواج خود را به شکل تمایل غریزی و ابتدایی برای بچه دار شدن بر اساس باورهای عرفی و مذهبی نشان می دهد، و ادامه این مسیر باری به هر جهت و هر چه پیش آید خوش آید به ترکستان است! عشق در انسانی ترین و بالاترین سطوح معنایی خود اراده به توسعه رشد روحی خود و دیگری در جهت کمال و تعالی انسانی است که کمتر در روابط بین زوجین مشاهده می شود. چیزی که در روابط بین اغلب زنان و مردان و روابط بین زوجین مشاهده می گردد جنبه های غریزی و هورمونی عشق است که به سادگی با ترشح هورمون های جنسی اوج می گیرد و با فروکش کردن آنها از تب و تاب می افتد! عاشق شدن، ازدواج کردن و بچه دار شدن اغلب زوجین یک رفتار صرفا غریزی و هورمونی است که از کمترین میزان اراده آگاهانه برخوردار است.

روابط بین آنها به نظر می رسد جزئی از رفتار جنسی ژنتیکی از پیش تعیین شده است که از یک نقطه مشخص آغاز می شود، یک مسیر مشخص  و بارها طی شده را طی می کند و به یک نقطه مشخص منتهی می گردد! واکنش های مشابه، کلیشه ای و تکرار شونده انسان ها برای عاشق شدن، ازدواج کردن و بچه دار شدن به گونه ای است که به نظر می رسد فقط برای بقای نسل طراحی شده است! به کلامی عامیانه تر، عاشق شدن، ازدواج کردن و بچه دارشدن(به ویژه وقتی کاملا ناآگاهانه، غریزی، شتاب زده و بدون فکر و برنامه ای معقولانه باشد) صرفا فریبی است که ژن ها بر ذهن حساس ما تحمیل می کنند تا ما را اغفال کرده و به دام ازدواج بیفکنند تا بچه دار شدن ادامه بقای نسل باشد! تأسف بار این که، عشق و روابط بین زن و مرد اگر همراه با عشق و تعالی روحی نباشد فقط یک فریب بیولوژیک و هورمونی برای ارضای حیوانی امیال جنسی و بقای نسل است!  مجله خبری_ تحلیلی محاق                                                                                                                 

 

 

 

 

                                                                                                                 

تازه ترین مطالب

یادداشت سردبیر

پربازدیدهای این هفته