صدای روح درونی خردمند خود را بشنوید!

 

نوشته:مریم سعید نیا،کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از اهواز/مدیر کلینیک روانشناختی پردیس/عضو نظام روانشناختی ایران/ عضو کانون روانشناسان و مشاوران استان خوزستان/عضو مشاوران تلفنی اپلیکشن تلیار/درمانگر و روزنامه نگار

 لازم است عده ای به مسیر حقیقت بازگردند

یکی از حقایق شجاعانه و جرأتمندانه زندگی کردن این است که بدانیم و باور داشته باشیم نیرویی بسیار بزرگ تر و برتر از ما در زندگی حامی و پشتیبان ما است و می توان به آن اعتماد کرد و تمامی خود را به او سپرد. این نیروی برتر و بزرگ تر، ما را فرا می خواند تا بدانیم و اعتماد داشته باشیم که وقتی به نظام آفرینش و پروردگاری که آن را خلق کرده است ایمان و باور داشته باشیم، درک خواهیم کرد که نیرویی بزرگ تر و برتر از تک تک ما آدم ها وجود دارد. برای این که بتوانیم کمک و یاری این نیروی عظیم و برتر را به زندگی خود فرا بخوانیم، باید غرور و خودبینی و خودخواهی خود را کنار بگذاریم و فکر نکنیم که کنترل تمام اوضاع دست ما است و ما مسئول عالم و هر اتفاقی که می افتد هستیم.

رمز این نیروی عظیم و برتر جهانی بر این نکته تأکید می کند که نیرویی خلاق و معنوی وجود دارد که خارج از تصور ما آدم ها است. ما آن را خلاق و معنوی می خوانیم، زیرا به واقع می تواند کل مسیر زندگی مان را تغییر دهد و افکار، احساسات، اعمال، انتخاب ها و آینده ما را از نو تنظیم کند؛ فقط کافی است به این نیروی خلاق و معنوی نظام آفرینش و پروردگاری که آن را خلق کرده است اعتماد کنیم و خود را به آن بسپاریم. وقتی به این موضوع اعتماد می کنیم که خیر و صلاح ما و تکامل روح مان بالاترین اولویت حقیقی است، جرقه را در درون مان  احساس خواهیم کرد؛ جرقه ای که همیشه وجود داشته و دارد؛ جرقه ای که ما را به پیش می برد، تشویق می کند و برای رشد و تکامل به سمت جلو هدایت می کند.

جایی برای ترس وجود ندارد، جایی برای دلهره و اضطراب و نگرانی نیست. جایی برای احساس ناامنی وجود ندارد، زیرا یکایک رویدادهای تلخ و شیرین زندگی درس و بینشی به ما می دهند یا عاملی هستند تا به وجود برترمان و نیروی خلاق و معنوی درون مان نزدیک تر شویم. چه بتوانیم آن را درک کنیم، چه نتوانیم، چه آن را باور داشته باشیم، چه نداشته باشیم، این نیروی عظیم برتر وجود دارد و حواسش به ما هست. تجربه ها و رویدادهایی که در زندگی ما را به چالش می کشند، فرصت هایی برای شناخت خودمان، یادگیری، رشد و استقرار در والاترین و خردمندترین بخش های وجودمان هستند. پرسش اصلی این جا است که پس چرا حال تعداد زیادی از آدم ها بد است و پر از ترس و خشم و اضطراب و احساس گناه و ناامنی اند و در فضای پر استرس و بی اعتمادی زندگی می کنند؟ چرا آدم ها نمی توانند نظام کلی این جهان را یکپارچه و هماهنگ در خدمت یک هدف کلی و مقدس ببینند؟

پاسخ این است که اغلب افراد خودشان را یک موجود یکپارچه و هماهنگ در خدمت یک هدف کلی و مقدس نمی بینند. فکر نمی کنند هر نفسی که می کشند، از پروردگار است. فکر می کنند این آنها هستند که نفس می کشند! تک تک سلول های بدن شان را سلولی مقدس و چیزی از یک وجود زنده برتر که به آنها کمک می کند زنده بمانند و رسالت بشری خود را به انجام برسانند، نمی بینند. فکر نمی کنند که همه افکار آنها(حتی غریزی ترین و ابتدایی ترین شان)موجودیت انسانی آنان را شکل داده، و بنابراین باید پذیرفته و درک شوند. آنها برخی از افکار و احساسات خود را سرکوب و انکار می کنند و همزمان با آن شور و اشتیاق و شادی و نشاط خود را نیز دور می اندازند. ما باید شیوه تفکر خود را تغییر دهیم و از این الگوی مخرب بیرون بیاییم. ما بسیاری از نیروهای زندگی را انکار می کنیم، زیرا منکر رابطه اصلی خود، یعنی رابطه با ذات معنوی نظام هستی(پروردگار)هستیم. انکار سرشت معنوی مان، ما را گرفتار ترس ها و منفی گرایی ها و محدودیت های حقارت بار زمینی نگه می دارد. باید در هر شرایط  و تجربه ای، معنویت روحی خود را در نظر بگیریم.

وقتی با چشم معنوی به وقایع زندگی نگاه کنیم، دیگر قضاوتی در کار نیست و لزومی ندارد حق به جانب ما باشد یا خود را سرزنش کنیم. باید پیش چشم خود، از نو به دنیا بیاییم. چنین باوری را باید با چشم ببینیم و هنگامی که از ذات حقیقی خود آگاه می شویم، ناگهان به وجود ذات معنوی زندگی و علت حضور خود در این کره خاکی پی می بریم و سرشار از نیرو، توانایی و شجاعت می شویم. پس از آن، دیگر لازم نیست سخت زحمت بکشیم کسی شویم که نیستیم، زیرا در می یابیم کسی فراتر از تصورمان هستیم. وقتی نسبت به توانایی و شجاعت و وسعت دید خود آگاه می شویم، از هر چه از ما می تراود لذت می بریم، به سرشت شگفت آور بدن خود اعتماد می کنیم و به این ایمان می رسیم که وجودی بسیار بزرگ تر از ما هر روز ما را زنده نگه می دارد. اما همین که چشمان مان را به روی نیروی شگرف روح مان و ذات معنوی نظام هستی ببندیم و به خواب فرو برویم، سرشت شگفت آور جسم و روح خود را نمی بینیم. همین که از حقیقت کمال و رشد معنوی مان رو برمی گردانیم، در چاه فاضلاب افکار منفی(ترس، خشم، اضطراب، احساس گناه، دلهره، احساس ناامنی و بی اعتمادی)پرتاب می شویم. حقیقت و روح خردمند ما همیشه با ما حرف می زنند و راهنمایی مان می کنند. این ما هستیم که انتخاب می کنیم صدای آنها را درون خود بشنویم یا نشنویم؛ گوش بدهیم یا ندهیم. شاید به دلیل ترس های غیرمنطقی، اعتیادهای مخرب، خواسته های خودخواهانه یا عادت های قدیمی است که کنترل خودمان در زندگی را از دست داده ایم و صدای زیبای حقیقت و روح خردمند خود را در درون خفه کرده ایم.

روح خردمند درون ما می داند چه هنگام باید خطر کنیم و چه هنگام باید آرام بنشینیم و شکیبایی داشته باشیم. روح خردمند درون ما می تواند ما را راهنمایی کند چه بخوریم تا سالم تر باشیم یا چه هنگام رابطه ای را که دیگر به درد نمی خورد ترک کنیم تا آسیب بیشتری نبینیم. مسایل ما چه بزرگ باشند، چه کوچک، روح خردمند درون ما می تواند راه را نشان مان دهد و این راهنمایی می تواند به شکل های گوناگون باشد. می تواند به شکل دریافت حسی ظریف از یک هشدار درونی باشد که به ما غر می زند سراغ برخی از کارها و آدم ها نرویم یا یک زنگ خطر آشکار، مانند یک تصادف، به در بسته خوردن بعضی از کارها، تأخیرها و نشدن ها که به ما آشکارا هشدار می دهند که آرام بگیریم و عجله نکنیم.

می تواند یک انقباض ناراحت کننده در معده یا یک سردرد آزاردهنده باشد که می خواهد به ما هشدار بدهد و بگوید فلان چیز یا مسئله غلط است و بهتر است آن را انجام ندهیم؛ یا ارسال یک پیام ناموفق برای کسی باشد که با وجود تلاش ما به طرز عجیبی ارسال نمی شود(چون نباید که ارسال شود!). این روح خردمند درونی همواره با ما است و مراقب ما است و می کوشد توجه ما را به خود جلب کند و گاه هشدارهای ظریفی به ما می دهد تا انتخاب هایمان را در زندگی با هماهنگی او انجام دهیم. می توانیم صدای هوشمند و دانایی این روح خردمند درونی را بشنویم و به راهنمایی های مفید آن گوش بدهیم یا در برابر آن مقاومت کنیم و صدای آن را به عمد نشنویم.

می توانیم به آن اعتماد کنیم یا نادیده اش بگیریم. در نهایت، انتخاب با ما است. اگر در مقابل این نیروی خردمند درونی مقاومت می کنید و هشدارهای درونی آن را نادیده می گیرید و کارهایی می کنید که به ضرر شما تمام می شود وقت آن است که از خود صادقانه بپرسید با چه موانعی رو به رو هستید که نمی گذارند راهنمای خردمند درونی خود را دنبال کنید؟ شاید نیات و انگیزه های مخفی و پنهانی داشته باشید؛ انگیزه های درونی و پنهانی که قصد دارند شما را به نتایج خاصی برسانند، به همین دلیل است که نمی توانید یا نمی خواهید صدای روح خردمند درونی خود را بشنوید که به شما هشدار می دهد از انجام برخی کارها صرف نظر کنید. در چنین وضعیتی مایل نیستید به هیچ پیام حقیقی که از روح خردمند درون شما می رسد اعتماد کنید و گوش بدهید. شاید در زندگی فریب خورده اید، آزار دیده اید، یا ناامید شده اید و به همین دلیل نسبت به حقیقت درون تان خشمگین هستید و از آن اجتناب می کنید. یا شاید باور دارید اگر واقعاً چنین روح خردمند و نیروی قدرتمند درونی وجود می داشت، پس چرا شما در زندگی اینقدر با مشکل مواجه می شوید! یا اعتقاد دارید اگر این روح خردمند درونی وجود می داشت اجازه نمی داد این قدر در زندگی عذاب بکشید و هیچ رویداد ناگواری برایتان پیش نمی آمد!

به هر حال و به هر دلیلی شاید به حقیقت درون تان- روح خردمند درونی خود و وجود نیرویی بزرگ تر و عظیم تر از خودتان در نظام هستی- اعتماد نداشته باشید و آن را باور نکنید. شاید اعتماد نداشته باشید که طرحی بزرگ تر وجود دارد، زیرا چنان چه آن را باور کنید، ممکن است دچار توهم شوید! بهتر نیست به جای این که فقط به ذهن مغرور و محصور و محدود شده خود اعتماد کنیم که ما را در چارچوب و مقیاس کوچکی محصور کرده و جرأت و شهامت ما را سلب کرده است، به روح وسیع و بی حد و مرز و خردمند درون مان اعتماد کنیم که سعی در راهنمایی و هشدار دادن به ما و محافظت و حمایت از ما دارد؟

برای آن که رمز راهنمایی حقیقی روح خردمند درون خود را در زندگی تجربه کنیم، لازم است این آمادگی را بیابیم که همه نگرانی ها، دست و پا زدن ها و مشکلات خود را به نیرویی بزرگ تر از خودمان واگذاریم، و همزمان که جرأتمندانه و خستگی ناپذیر برای بهبود زندگی خود کوتاهی نمی کنیم و به طور مداوم کار می کنیم، نتیجه نهایی را به این نیروی برتر واگذار کنیم، و به هر آنچه که شد راضی باشیم. روح خردمند درونی از شما دعوت می کند تا معنویت درون خود را دوباره به یاد آورید و آن بخش دانای وجودتان را که با ایمان کامل می داند مسیر درست زندگی کجاست، فرا بخوانید. به منظور برانگیختن اطمینان و اعتماد به روح خردمند درونی، باید به بالاترین درجه شهامت، صداقت، تعهد و مسئولیت پذیری مجهز گردید. تنها راه انجام این کار، بازگشت به آغوش حقیقت است. 

تازه ترین مطالب

یادداشت سردبیر

پربازدیدهای این هفته