تبعیض خاموش...

 

 

 

افشین بدری_سردبیر

خدمات درمانی مردان،در محاق تبعیض جنسیتی

مجله محاق: مردان، اگرچه همواره نقش پررنگ تری در عرصه های گوناگون داشته و دارند اما از کمترین سهم ازخدمات رفاهی و درمانی کشور برخوردارند. در سایه استیلای تفکر متحجر( بازمانده از قعر اعصار و قرون که مردان را به مثابه ابزاری صرف دیده که چون از خاک برآمده اند لذا می بایست خاک نشین باشند) مردان کمترین بخش از خدمات درمانی را دریافت میکنند که در سطور پیش رو به شرحی از آنها خواهیم پرداخت: 

مردان، بیشترین قربانیان ابتلا به سرطان را در کشور تشکیل میدهند.در یک آمار معتبر، در سال 1388 از تعداد کل هفتاد و هشت هزار و شصت و هشت سرطان ثبت شده تعداد چهل و یک هزار و صد و شصت و نه مورد یعنی معادل 55/58 درصد متعلق به مردان می باشد. هم چنین نسبت بروز سرطان  در همان سال برابر صدو بیست و پنج است یعنی در برابر هر صد بیمار زن، صدو بیست و پنج بیمار مرد سرطانی وجود دارد.( به نقل از خبرگزاری ایسنا دکتر کیوان مجید زاده رییس پژوهشکده سرطان  جهاد دانشگاهی).

در زمینه تنوع شیوع بیماری، بیشترین شکل سرطان در مردان شامل پنج شکل: پروستات، معده، روده بزرگ، پوست و مثانه می باشد و در زنان نیز پستان، روده بزرگ، پوست و معده و تیرویید است.

هم چنین مردان به دلیل سبک دشوار زندگی خود بیش از زنان در معرض ابتلاء به بیماری قرار میگیرند. که عمدتا در قالب بیماری های قلبی و عروقی، سرطان، ذات الریه، بیماری کلیوی، آلزایمر، دیابت و انسداد ریوی می باشند( سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، 1399/12/05) در زمینه حوادث مرگبار شغلی در ایران ( و جهان) حداقل نود و پنج درصد قربانیان حوادث مرگبار شغلی را مردان تشکیل میدهند.و سهم زنان در این ارتباط کمتر از پنج درصد است(ایلنا 1399/04/08)

مردان سه برابر بیشتر از زنان قربانی حوادث جاده ای می شوند( اقتصاد آنلاین 1396/12/04)

از این دست میتوان نمونه های بسیاری را ارائه داد. همانطور که مشاهده شد، این آمار همگی از خبرگزاری های رسمی داخلی برداشت شده اند زیرا می خواستیم نشان دهیم اولا آمار داخلی هستند و ثانیا این آمار غیر تفسیری هستند یعنی خالص اعداد را نشان میدهند بی آنکه نتایج را تفسیر کرده باشند زیرا تفاسیر ارائه شده محل اصلی مناقشات ما با مفسران است. در اینجا لازم است تفاسیرفمنیستها را بیان کنیم: از آنجا که فمنیستها چه چادری و ...مبتلا به عوارض بیماری جنسیت زدگی هستند در هر مسئله ای جنسیت را بر مبنای تحریف و تخفیف به میان میکشند. آنان میگویند الگوهای رفتاری و سبک زندگی نادرست مردان سبب شیوع حوادث و قربانی شدن ایشان میشود. پرواضح است در اینجا نیز بویی از عدالت و ثاقت به مشام نمیرسد. اولین دلیل، این است که مردان زمان بیشتری را در محیط های پرخطر میگذرانند. مردان به حکم قانون موظف به تامین هزینه های خانواده هستند و این سبب شده از صبح سحر تا نیمه شب بیرون از خانه و در محیط های ناامن باشند. بعنوان مثال بیش از نود و نه درصد رانندگان حرفه ای و بیابانی را مردان تشکیل میدهند که سهم بسیار بالایی در رونق اقتصادی دارند. طبیعیست که حوادث پیش آمده بیشتر گریبان این افراد را بگیرد که همگی مرد هستند. بعنوان مثال آقای مرتضی ضامنی رییس اتحادیه رانندگان تاکسی شهری ایران اعلام کرده است که طی دوسال گذشته بیش از 10 هزار راننده تاکسی به کرونا مبتلا و بیش از 700 نفر از این تعداد بر اثر کرونا فوت شده اند.(العربیه فارسی 2021 ژوییه 17). 

هم چنین بیش از نود درصد مشاغل سنگین که مستلزم کار در شرایط مرگبار(کار در ارتفاع، آتش نشانی، مشاغل نظامی، کار در دریا و سکوهای نفتی و گازی، کار در پروژه های صنعتی و...) مرد هستند و لذا بطور طبیعی عوارض آنی و نیز بلند مدت آن گریبان مردان را خواهد گرفت. فمنیستها، قادر به درک موضوع نیستند که اصولا کارهای مردانه چیزی بسیار فراتر از حرافی است و خطر جزء ذاتی مشاغل آنهاست. بنا به قول فرمانده یکی از واحد های اورژانس در عسلویه، هیچ انسانی قادر نیست در شرایط سخت آنگونه ایمن باشد که در شرایط آسان امنیت دارد.

اما با وجود آنکه مردان در بخشهای حمل و نقل، صنعت، نظامی گری، ساختمان و...فعالند و مانع از وابستگی بیشتر و نیز نابودی کشور میشوند، کمترین بهره مندی از امکانات پزشکی را دارند.

نکته عجیب این است که فقط در تهران قریب ده بیمارستان تخصصی زنان وجود دارد، اما هیچ بیمارستانی مخصوص مردان تاسیس نشده تا امکاناتی را اختصاصا برای درمان و بهبود سلامت مردان بسیج نماید!! در حالیکه مردان نیز بیماری ها و فیزیولوژی مخصوص خود را دارند، اما با تمام گستردگی و جدیت آسیب هایشان، در حاشیه خدمات پزشکی قرار میگیرند حال آنکه لازم است در یک محیط تخصصی مداوا شوند آنهم در کشوری که در جدایش محیط اجتماعی و بحث معقولانه محرم و نامحرم، داعیه دار است. یکی از بزرگترین توهین های همیشگی به مردان این است که گمان میرود ایشان در مراوده با پرسنل زن، معذب و تحت فشار روانی ناشی از شرم نیستند. هرچند درک چنین مسائلی چندان دشوار نیست اما متولیان امر از آن غافلند. در بسیاری از موارد مردان از طرف پرسنل زن بیمارستان مورد انواعی از خشونت های کلامی از جمله پرخاشگری، رفتارهای تحکم آمیز و...قرار می گیرند. موارد بی شماری دیده شده که بیماران مرد، از بیان شرایط جسمی خاص خود شرم دارند اما باز هم به جرم مرد بودن موظفند این فشار روانی را تحمل کرده و درون ریخت کنند.

بعنوان مثال دیگر: همواره مردان برای برخورداری از مرخصی استعلاجی ناشی از آسیب های شغلی با اجحاف بسیار مواجهند. کمیسیون های پزشکی تامین اجتماعی کمترین زمان ممکن برای استراحت مردان بیمار و شاغل را در نظر میگیرند و روندتشخیص از کار افتادگی کارکنان آنقدر دشوار و اغلب بی نتیجه است که اغلب، مرد بیمار مجبور به بازگشت به شرایط طاقت فرسایی کار می شود. گویا اینجا هنوز نظام تایلوریسم البته عمدتا برای مردان اعمال می گردد. در زیر به نمونه هایی از تبعیض با حمایت قانون اشاره می شود: 

زایمان، یک فرایند طبیعی ست که بیماری محسوب نمیشود. با این وجود خوشبختانه  بیمه گذاران و نیز بیمه تامین اجتماعی در پوشش آن کوشندگی لازم را دارند و باید داشته باشند و امیدواریم این کوشندگی در جهت حمایت بیشتر از مادران ادامه و تکامل پیدا کند. اما برای مردانی که  مسوولیت قانونی همان زن و فرزند را بر عهده دارند و در حین کار و خدمت به مملکت آسیب دیده اند و یا بعد از سالها تلاش با عوارض ناشی از کار سنگین دست به گریبانند، هیچ امتیار اختصاصی درخوری قائل نیستند. در حالیکه زنان میتوانند رسیدگی را از شوهران مطالبه نمایند و مردان بجای دولت بار کمک به زنان را بر دوش گرفته اند، اما هیچ سیستمی در اندیشه محافظت از مردان در برابر عوارض شغلی نیست. ربایش کلیه امکانات درمانی و بهداشتی، و محروم نهادن مردان بیشتر بر پایه ارائه آمار غلط و عوامفریبی انجام می شود و لذا این رسالت بر عهده اصحاب خبر است که حقایق را مورد واکاوی و اطلاع رسانی قرار دهند. 

در سالهای دولت محمدرضا خاتمی وقتی شعار کفایت دو فرزند ترند شده بود، حتی بسیاری از کادر پزشکی و جلوتر از آنها سلبریتی ها، بشدت عمل وازکتومی را تبلیغ میکردند با این عنوان که براحتی انجام شده و قابل برگشت است. اما اکنون که کشور بحران پیری جمعیت دارد همگان فهمیده اند، که داستان طرح دیگری داشت و هدف این بود که بار کنترل جمعیت برمحمل عقیم سازی مردان حمل شود.

تاسیس بیمارستانهای ویژه مردان که در آن امکانات تخصصی بسیج شده باشد، افزایش مرخصی استعلاجی برای مردان آسیب دیده در محیط کار، افزایش خدمات درمانی برای پرسنل آسیب دیده و جلوگیری از اخراج ایشان توسط کارفرمایان، اختصاص مرخصی و حمایت مالی از کارکنان مردی که زن یا فرزند بیمار دارند و مواردی از این قبیل از جمله نیازهای اساسی و الزامی مردان این کشور است.

با توجه به اینکه ساختمان فکری دولتمردان ما به نوعی سنت گرایی افراطی ابتلاء دارد لذا به نظر میرسد ایشان نمیتوانند مسائل داخلی را در سطح کلان ببیند.

حال آنکه می بایست بزودی این رویه تغییر کرده و نسبت به احقاق حقوق طبیعی و شهروندی مردان در زمینه بهداشت و درمان و اختصاص مراکز درمانی مجهز و کارامد اقدام شود.

معاونتی در نهاد ریاست جمهوری وجود دارد که اگرچه نام آن معاونت زنان و خانواده است اما آنچنان که در نقد رویه این معاونت در « دکترین ابتکار، معاونت تخریب خانواده» گفته شد سیاستگذاری های این معاونت مردان خانواده را شامل نمی شود و در واقع خانواده را بدون مرد نه با می نماید از اینجاست که نادیده انکاری مردان رقم خورده و زمینه ورود آسیب به نهاد خانواده را فراهم و قانونی کرده است. این عملکرد معاونی ست که صراحتا خود را فمنیست آنهم از نوع اسلامی میداند! آش شله قلمکاری که فقط از آشپزخانه حضرات صادر شده و معلوم نیست فمنیسم را چطور به تریج قبای اسلام دوخته اند!

باز هم توصیه همیشگی را تکرار می کنیم: فمنیستها، از هر گرایشی که باشند چه چپ، چه لیبرال، چه اسلامی، در نهایت به رادیکالیسم و مردستیزی گرایش شدید دارندو لذا حضور آنها در مصدر مدیریت _ بخصوص معاونت خانواده_ سبب تخریب و انحطاط جامعه از مدار عدالت است.

در بخشهای بعدی به مسائل دیگری در این زمینه اشاره خواهیم کرد.

با ما همراه باشید....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تازه ترین مطالب

یادداشت سردبیر

پربازدیدهای این هفته