خواب خوش پنبه دانه...!!! و محمود احمدی نژاد

   

 

 

فخرالدین بدری، مجله خبری تحلیلی محاق: اگر چه مصاحبه با یک رسانه، ولو آنکه رسانه مذکور برپایه سیاستهای دول مخالف و حتی دشمن گردانده شود، عیب نیست، اما با توجه به ارزشهای حاکم بر فضای فکری پایوران نظام جمهوری اسلامی، امری نامتعارف است. لکن نامتعارف بودن، متعارفترین خصیصه محمود احمدی نژاد است. تا آنجا که به علامت مخصوص وی بدل شده است. سالها پیش هم به هر اجتماعی که می رفت بلافاصله رنگ و ظاهر آن جمع را بخود می گرفت. با فوتبالیستها فوتبال بازی کرده و پنالتی میزد و در میان رزمی کارها لباس فرم تکواندو بر تن میکرد. شانس زیادی داشت به میان غواصان یا چتربازها نرفته و هوس غواصی در اعماق آبها یا پرش از طیاره نکرد وگرنه ممکن بود امروز زنده نمانده باشد تا در اقدامی پوپولیستی به گفتگوی آنلاین با رادیو فردا بنشیند و باردیگر ویژگی های منحصر به فردش را با رفتاری غیر حرفه ای به جهانیان یادآوری کند. این هم از مصائب ملت ماست.

گلناز اسفندیاری، مجری _ خبرنگار رادیو فردا در نخستین گام سووالی می پرسد که مشخصا در آن شان یک سیاستمدار تراز اول رعایت نشده است. او با اشاره به نامه احمدی نژاد به ولیعهد عربستان و اعلام آمادگی وی برای میانجگری میان عربستان و یمن، میپرسد چرا فکر می کنید برای میانجه گری میان یمن و عربستان فرد مناسبی هستید؟ این سووال کمی موذیانه است و نشان میدهد که طراح سووال برای احمدی نژاد شان یک سیاستمدار سطح اول را قائل نیست. زیرا واضح است مردان سیاست حتی پس از اتمام دوران ریاست جمهوریشان، آنهم ریاست جمهوری کشوری مهم مانند ایران، اگر چه جایگاه رسمی دیپلماتیک ندارند اما باز هم دارای وجهه و اعتبار هستند و بهرحال یک شخص معمولی و عادی به حساب نمی آیند. اما محمود احمدی نژاد، باپاسخ ناشسته و ساده لوحانه بر نگاه تحقیر آمیز مجری مهر تایید میزند: او تنها دلیلش مسوولیت انسانی است! خب این انگیزه را هر محمود دیگری هم می تواند داشته باشد ولی آیا به صرف احساس مسوولیت بعنوان یک انسان، میتوان صلاحیت و اهلیت میانجیگری میان دو کشور متخاصم را بدست آورد؟ اگر محمود احمدی نژاد دلایلی سیاسی بیان میکرد مثلا از لزوم اتحاد فی مابین ملل مسلمان و آرامش منطقه و اتحاد منطقه ای و منافع مشترک و ...سخن می گفت آنگاه مسیر مصاحبه به سمت نقد و تحلیل سیاسی پیش می رفت و ای بسا با سیاست و دلالت طرف مصاحبه شونده، مجری آنقدر پروا میکرد که در ادامه محمود احمدی نژاد را به گوشه رینگ نکشاند و با به رخ کشیدن پیشینه وی، به اصطلاح آچمزش نکند! اما جواب احمدی نژاد آنقدر ناپخته بود که مجری فریب عوامگرایی وی را نخورد و تیزهوشانه پرسید آیا جوابی هم دریافت کرده اید؟ رندی مستتر در این پرسش در سووال بعدی هم ادامه داشت و مجری با تکیه بر ادعای انسان دوستی و صلح طلبی وی پرسید آیا شما از اخبار ناملایمات در ایران هم متاثر می شوید؟ و آمار کشته شدگان انتخابات 88 و ...را به میان آورد.در پرسش های بعدی هم مشخصا روی عملکرد احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری اش مانور کرد. پرسید آیا کاری کرده یا حرفی زده اید که اکنون از آن پشیمان باشید؟ احمدی نژاد گفت که از هیچ کاری در دوران ریاست جمهوری اش انجام نداده که اکنون پشیمان باشد و گفت که هر کاری کرده محض اعتلای صلح جهانی و دوستی در جامعه بشری بوده است. و ادعا کرد از حصر و محدودیت هر انسانی ناراحت می شود. گلناز اسفندیاری سوالات را از رو می خواند. این مطلب و چیدمان سووالات بخوبی نشان میدهد طراحان سووال از روحیه محمود احمدی نژاد بخوبی آگاهند. زیرا انکارهای همیشگی وی را حدس زده و برای این انکارها پاسخ دندان شکن آماده کرده بودند. از همین رو با پیش کشیدن ماجرای خس و خاشاک خواندن معترضان 88، توهین ها، و نوع نگاه مستبدانه و ریای همیشگی اش را به رخ کشید. سپس حصر میر حسین و کروبی و رهنورد را به میان آورد و هم چنین فشار به دانشجویان معترض را تا تناقضات و انکارهای احمدی نژاد بی پاسخ نمانده باشند.  باز هم محمود ماند و مشتی شعار پوچ که هیچ اعتقادی به آنها ندارد و ادعای اینکه از محدودیت و حصر هر انسانی ناراحت می شود. اما مجری دست بردار نبود و البته گاف های همیشگی احمدی نژاد آنقدر برجسته و افشا هستند که هر خبرنگاری را به وجد میآورند تا این بازی یکسویه را تا انتهای تخفیف طرف مقابل ادامه دهد. بخصوص که احتمال هیچ کیفر و کیفر خواستی هم نرود!! لذا مجری پرسید: چرا در دوره ریاست جمهوریتان این ( ناراحتی از حصر محبوسین )را اعلام نکردید؟ در زمان شما دانشجویان زیادی زندانی شدند. در اینجا سماجت حرفه ای خبرنگار، محمود را عصبی کرد. وقتی احمدی نژاد در گوشه رینگ گیر می افتد هر سووال را با سوالی جواب داده و به اصطلاح طفره میرود. اینجا باز هم لبخند عوامفریبانه ظاهر شد و پرسشگر را به بی اطلاعی و نداشتن آگاهی متهم کرد. رفتاری که عوام الناس آنرا نشانه زرنگی وی می دانند رفتاری از جنس کوی و برزن.

سووالات پایانی مجری صدای آمریکا اصلا جدی نبودند.با هوشمندی نشان داد محمود احمدی نژاد را در قواره و قامت یک مرد سیاسی لحاظ نمی کند. این تمسخر در فحوای سووالات مجری هویدا بود. سووالاتی از قبیل اینکه شما واقعا به انگلیسی توییت می کنید (اشاره ضمنی به عدم تسلط دکتر احمدی نژاد به زبان انگلیسی) و میگویند معلم زبان انگلیسی گرفته اید و اینکه خودتان توییت می کنید یا کسی جای شما توییت می کند.و پرسش کنایه آمیز که چه فیلتر شکنی استفاده می کنید و...

محمود احمدی نژاد در مصاف با مجری صدای آمریکا به کلی باخت. آنهم به روح فریبکار و عوامگرای خودش. انبوهی از دلیل و علت بر سر محمود هوار شد. از عملکرد وزیر اطلاعاتش تا رفتار تیم همراهش در سفر به اجلاس سازمان ملل متحد و عدم مصاحبه با همین خانم گزارشگر و...توالی سطحی نگری محمود احمدی نژاد سبب شد تا وی مصاحبه را در آخر به مرافعه بدل کرده و مجری که در اندک زمانی به تمام و کمال پیروز شده بود خیلی سریع و در حالی که رییس جمهور سابق ایران را زیر رگبار سوالات بی جواب له کرده بود، خداحافظی کند هر چند اگر محمود هم در خداحافظی پیش گام می شد، بعنوان عجز وی تلقی و باز هم نتیجه به سود صدای آمریکا رقم می خورد.

 

مصاحبه محمود احمدی نژاد، نشان داد که او همان است که بود.انسانی که نه هوشمندی لازم برای سیاست را دارد نه روحیه مناسب برای تغییر رویه اش را.

 ای کاش این رخداد در مواجهه با یک خبرنگار یا گزارشگر داخلی اتفاق می افتاد. در اینصورت شاید میشد گفت کسی در داخل توانسته محمود احمدی نژاد را به زمین بنشاند. نه رسانه ای که از آنسوی عالم، همیشه در ستیزه با ایران و ایرانی و توجیه اقدامات ضد بشری کاخ سیاه کوشده است و ارگان رسمی دولت امریکاست. در این مصاحبه، طراح سووال و مصاحبه گر و همه با هدف نوعی محاکمه آمده بودند. لذا یک مصاحبه حرفه ای نبود. زیرا مصاحبه گر سعی داشت و موفق هم شد تا آنچه را می خواهد به طرف مقابل القاء نماید. 

محمود احمدی نژاد لابد گمان میکرد در مقطعی که گفتمان مذاکره مستقیم با آمریکا، گفتمان روز و تیتر اهداف اصلاح طلبان هم هست، بیاید و کمتر از یکسال مانده به انتخابات ریاست جمهوری، تابو شکنانه با رادیوفردا مصاحبه کند. سپس در کارزار انتخابات ریاست جمهوری با بهره برداری از این مصاحبه، توانایی و اراده خودش در مذاکره و مصالحه با آمریکا را شعار انتخاباتی خود قرار دهد و با این ترفند، شماری بسیاری از جمعیت اصلاح طلب را نیز به خود جلب و متمایل نماید. احتمالا گمان کرده اگر از مصاحبه با رادیو فردا شروع کند، شاید آنقدر محبوب شود که به مذاکره با کاخ سفید در 1400 برسد!!

خوابی به خوشی خواب پنبه دانه!!  

 

 

 

 

 

تازه ترین مطالب

یادداشت سردبیر

پربازدیدهای این هفته